درباره شهر


شهر چيست؟ بسيار مشکل است که تعريف جامع و مانعى از شهر پيدا کنيم. به هر صورت همگان معتقد هستند که شهر را نمى‌توان در مجموع ساختمان‌ها و تأسيسات آن خلاصه کرد، بلکه آنچه مهم است تجمع دائمى انبوه عظيمى از انسان‌ها در فضاى معينى است که به‌صورت يک مرکز زندگى اجتماعى بسيار پيچيده درآمده است. لذا شهر را مى‌توان به‌صورت‌هاى زير تعريف کرد:
 
- اگر جنبهٔ مادى و خارجى را مورد نظر قرار دهيم، شهر بدواً انبوهى از افراد انسانى و فضائى را که در آن سکونت گزيده‌اند شامل مى‌شود. در اينجا نظم جارى مربوط به مسائل زير در خور توجه است: جمعيت شهرى (از نظر تعداد، تراکم، ترکيب و ساختمان و تحول)، طرز پراکندگى و قرار گرفتن جمعيت در فضاى شهر و اصول تمايز بين قسمت‌هاى مختلف فضاى شهر و تأثيرات آن بر زندگى اجتماعى افراد و گروه‌هائى که در آن زندگى مى‌کنند.
 
- از جهت ديگر، شهر عبارت از يک سازمان اجتماعى پيچيده است. يعنى، شهر تنها از تجمع افراد تشکيل نمى‌شود بلکه مشتمل بر گروه‌هاى مختلفى، مانند خانواده، طبقات اجتماعى، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، گروه‌هاى نژادى، انجمن‌هاى مختلف و غيره است.
 
مى‌توان جستجو کرد که اين گروه‌ها به‌دليل زندگى شهرى چه جنبه‌ها و صور ويژه‌اى به خود مى‌گيرند و در مقايسه با محيط روستائى چه خصوصياتى پيدا مى‌کنند. (مثلاً آيا همبستگى فاميلى در شهرها کم مى‌شود يا نه؟ و تا چه حدود؟) اين تنوع گروه‌ها، خود براساس تمايز بين وظايف شهر و وظايف روستا استوار است. زيرا در روستاها همسانى وظايف بسيار چشمگير است، در حالى‌که، وظايف و فعاليت‌ها يا (فونکسيون‌هاى) شهرى، اولاً متنوع است و ثانياً تا اندازه‌اى از يکديگر متمايز مى‌باشد، مانند وظايف ادارى، سياسى، اقتصادى، نظامى، دانشگاهى، مذهبى و تفريحى شهرها. ثانياً غالب اوقات، برخى از وظايف در شهر، نسبت به ساير وظايف، مانند افزايش تحرک اجتماعى (يعنى امکانات کافى براى اينکه افراد در نظام اجتماعى، پايگاه خود را به سهولت تغيير دهند) و در سطح گروه‌ها تشديد برخوردهاى جمعى بين طبقات جامعه احزاب غيره را در شهرها مورد مداقه و بررسى خاص قرار داد. پيچيده بودن سازمان اجتماعى در شهرها موجب مى‌شود که روابط اجتماعى بسيار متنوع و متحرک‌تر از روستاها گردند. اگر مسئله تمرکز جمعيت زياد و ناهمگنى را در فضاى محدود شهر، به آن اضافه کنيم، کاملاً مفهوم مى‌شود که زندگى اجتماعى در شهرها به بارزترين وجه و پيچيده‌ترين و غنى‌ترين شکل خود ظاهر مى‌شود.
 
- واقعيت‌هاى اجتماعى فوق‌الذکر، بدون شک نتايج مهمى براى پديده‌هاى فرهنگى و انديشه‌ٔ گروهى به همراه دارد؛ به‌طورى که مى‌توان از يک نوع 'روحيهٔ شهرى' يا 'فرهنگ شهرنشينى' به ميان آورد که با خصوصيات اجتماعات غيرمشابه فرق دارد. به‌عبارت ديگر، سبک زندگى و شيوهٔ فکر کردن و بروز احساسات و عواطف که برحسب جوامع و مناطق مختلفى که شهر جزئى از آن است متفاوت و برحسب تاريخ و خصوصيات شهر متغير است، ويژگى‌هائى به زندگى شهرنشينى بخشيده است که خاص اجتماع مورد نظر يعنى شهر است. مثلاً استقلال افراد در مقابل سنن و آداب، در شهرها افزايش مى‌يابد و پذيرش افکار جديد، مدپرستى، خلاقيت، نوآورى و تسامح فزونى مى‌گيرد. در مقابل به‌علت سست شدن سنت‌ها و قواعد رفتار آبا و اجدادى و فردگرائى، زندگى در شهرها (برخلاف زندگى روستائى) بسيار مشکل مى‌گردد.
 
- نکته ديگر اينکه، شهر را نبايد يک واحد مستقل و مجزا از جامعه دانست، يعنى نمى‌توان آن را از واحدهاى ديگر وابسته به آن جداگانه مورد مطالعه قرار داد. زيرا:
 
۱. شهر با منطقه‌اى که در آن واقع شده است ارتباط کامل دارد. يعنى از يک‌سو خصوصيات منطقه در شهر تأثير مى‌گذارد و از سوى ديگر شهر به‌تدريج و کم و بيش خصوصيات شهرى خود را به منطقه‌اى که خود جزء آن است انتقال مى‌دهد و در حقيقت منطقه و شهر عکس‌العمل‌هاى متقابلى در برابر يکديگر دارند.
 
۲. شهر با يک کشور و کل اجتماعى که جزئى از آن است پيوند و وابستگى دارد، زيرا ساخت سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى کشور در شهر منعکس مى‌شود.
 
۳. شهر با نوع تمدن و نظام اجتماعى که ملت اجتماعى که ملت و کشور را فرا گرفته است ارتباط کامل دارد، (تمدن صنعتى يا نيمه صنعتى، نظام سرمايه‌دارى، نظام سوسياليستى، تمدن اسلامى و غيره). به اين ترتيب لازم است مطالعات شهرى همواره در چارچوب اجتماعى کلى‌ترى که شهر جزئى از آن است مورد توجه قرار گيرد و شهر يک پديده مستقل و مجرد تلقى نشود.
 
طی دهه های اخیر از سوی اندیشمندان علوم جغرافیا، جامعه شناسی،اقتصاد، جمعیت شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده است و جامعه‌شناسان از جمله انگلس و مارکس شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می دانند که تقسیم کار اجتماعی نیز در آنجا صورت گرفته است. جغرافی دانان ، شهر را منظره‌ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می دانند که زندگی شهری را امکان‌پذیر می‌سازد.

مورخان شهر را با توجه به قدمت آن تعریف می کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می شود که معیشت غالب ساکنان آن بر پایه
کشاورزی نباشد. جمعیت شناسان نیز تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می دانند. بر این اساس ملاک تشخیص شهر در کشور فرانسه 2000 نفر ساکن است که مشابه ملاک جمعیتی در آلمان ،جمهوری چک و ترکیه است . در ایالات متحده و مکزیک 500/2 نفر، در هلند و یونان 000/5 نفر و در ایرلند 500/1 نفر مشخص کننده شهری و یا روستایی بودن یک نقطه است.

در کشور ما ، جایی که به طور رسمی شهر شناخته شده است، طی سرشماریهای 1335 الی 1375 متفاوت بوده است. در سرشماری سال 1335 ، شهر به جایی اطلاق شده که جمعیت آن معادل 000/5 نفر بوده است. در سرشماری سالهای 1345 و 1355 شهر به جایی اطلاق شده که 000/5 نفر جمعیت داشته باشد، علاوه بر این کلیه مراکز
شهرستانها (بدون در نظر گرفتن جمعیت آنها) شهر محسوب شده اند.

در سرشماری سال 1365 دارا بودن جمعیت 000/5 نفر از تعریف حذف شده است و شهر به جایی اطلاق شده است که در زمان سرشماری دارای شهرداری باشد (سالنامه آماری 1365). این تغییر با توجه به تعریف شهر در قانون جدید تقسیمات کشوری ایجاد شد که در آن کلیه نقاط دارای شهرداری در زمان تصویب
قانون را شهر دانسته و ایجاد شهرداری در نقطه ای دیگر را در آینده موکول به داشتن حداقل 000/10 نفر جمعیت نموده است.
در سرشماری سال 1375 نیز این تعریف، یعنی دارا بودن شهرداری، ملاک تفکیک شهر از
روستا شده است.


ساختار شهرها (اجزای اصلی شهرها)


معمولاً شهرها از چهار نوع فضای اصلی پوشیده شده‌اند و در واقع کل سطح زمین موجود در شهرها به این فضاها اختصاص یافته است، که عبارتند از :
فضاهای مسکونی، فضاهای سواره و پیاده، فضاهای سبز و اماکن ورزشی و سایر فضاهای خدماتی که به ترتیب و به طور معمول حدود آنها در تراکمهای متوسط شهری، 50، 25، 15، 10 درصد سطح زمین میباش

تعاريف مختلف شهر:

تعريف عددي: مركزي از اجتماع نفوس كه در نقطه اي گرد آمده و تراكم و انبوهي جمعيت در آن، از حد معيني پايين تر نباشد.

بر اين اساس در بيشتر ممالك حد جمعيت شهر 2500 نفر است.

تعداد و رقم شاخص براي براي شناخت شهر، هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني متفاوت است و مختصر آنكه در هر كشوري بنا به موقعيت خاص آن كشور حد جمعيت شهر تفاوت مي كند.

مثلا در فرانسه، آلمان ، چكسلواكي و تركيه، مقياس شناخت شهر از ده تعداد 2000 نفر ساكن است. در ايالات متحده و مكزيك رقم 2500 نفر و در هلند و يونان و آيران 5000 نفر و در ايرلند رقم 1500 نفر مشخص كننده ي شهري بودن يا روستايي بودن يك نقطه مي باشد.

تعريف آماري و عددي ضمن آنكه تعريف روشن و ساده ايست. ولي از نظر علمي نمي توان آن را تعريف جامعي دانست.

تعريف تاريخي: برخي از علما معتقدند كه مراكزي كه از قديم نام شهر به آنها اطلاق شده است به عنوان شهر شناخته مي شوند و در واقع به افتخار قدمتي كه دارند هميشه شهر باقي مي مانند.

تعريف حقوقي: نوع ديگر تعريف شهر، تعريف حقوقي و اداري است. در دوره هاي گذشته، شهرها داراي امتيازاتي بودند كه در روستاها وجود نداشت. مانند بسياري از شهرهاي قرون وسطايي كه حق داشتند براي خود بازار داشته باشند يا به خدمات نظامي بپردازند؛ درحالي كه روستاها از اين امتيازات برخوردار نبودند.

تعاريف ديگري نيز از شهر شده است كه در زير به مفهوم كلي آنها اشاره ميكنيم:

شهر جايي است كه در آن نوع مسكن، رفتار، درآمد، سيماي شهري و پوشاك مردم آن با روستا متفاوت باشد و شغل سكنه ي آن غير از كشاورزي باشد.

به نظر جغرافيدانان، شهر منظره اي مصنوعي از خيابانها،ساختمانها، دستگاهها و بناهايي است كه زندگي شهري را امكان پذير مي سازد.

جغرافيدانان شهر را به عنوان يك واحد مجزا به حساب نياورده و ارتباط آن را با منطقه و كشور مورد مطالعه قرار ميدهند.

طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.

شوش کهن ترین شهر جهان

شوش از کهن ترین شهر های جهان و به قولی کهن ترین شهر جهان است که حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح به عنوان کانون مذهبی ساکنان دشت اطراف بنا نهاده شده است و پس از سال ها حیات پر فراز و نشیب و توام با روز های پیروزی و شکست و رونق و رکود و آبادانی و ویرانی ، با سقوط شاهنشاهی هخامنشی در سال ۳۳۲ ق.م به مرور در سراشیب افول افتاد و در قرون میانه ی اسلامی رونق خود را به کل از دست داد و به روستای کوچکی گرداگرد آرامگاه دانیال نبی (ع) بدل شد