توسعه

توسعه وپیشرفت مفاهیمی است که درکشورهای درحال توسعه بدلیل موانع موجوددرراه تحقق آن جنبه ها وابعادشعاری وعملیاتی گوناگونی می یابد.دستیابی به توسعه پایداروبادوام ازیک سووتوسعه متوازن وهمگون ازسوی دیگرازآمال واهداف دست یافتنی دراین حوزه می باشد.این دومهم نیزبالحاظ سایرشرایط میسرنمی گرددهمچنین تاثیرگذاری مثبت سایراجزاتوسعه بردیگرعناصرآن وبالعکس تاثیرگذاری منفی سایرشاخصه های توسعه بردیگرارکان آن ازمواردحایزاهمیت درتحقق ودستیابی به اهداف مذکورمیباشد.
اکثرجوامع عقب مانده بامشکل نبوداستعدادهای بالقوه ومنابع طبیعی وانسانی مواجه نیستند.بلکه ازنبودنگاه توسعه گراومدیریت وبرنامه ریزی صحیح رنج میبرند.
یکی دیگر ازشاخصه های موثردررشدیاافول توسعه می توان به نقش اخلاق ورفتار درعرصه های فردی وجمعی نام برد.که بدون آن حتی باسایر شاخصه هابه جایی راه نخواهیم برد....



ثروت حقیقی ملل


تحقق اهداف توسعه



توسعه پایدارشهری  


کشور در حال توسعه یا کشور رو به رشد کشوری است با استانداردهای نسبتاً پایین زندگی، پایه صنعتی توسعه نیافته، و شاخص پایین توسعه انسانی (HDI). این اصطلاح با عبارات قبلی ساخته شده دراین مورد تفاوت دارد، از جمله با اصطلاح جنگ سرد- که جهان سوم را تعریف نموده و معنای ثانویه‌ای را به ذهن می‌اورد که منفی است. مترادف دیگر اصطلاح کشور در حال توسعه عبارتست ازکشور کمتر توسعه یافته (LDC) یا کشور کمتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی (LEDC). کشور کمتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی اصطلاحی است که از طرف جغرافیدانان جدید برای توصیف کشورهایی استفاده می‌شود که بطور دقیقتر به عنوان کشورهای در حال توسعه طبقه بندی شده‌اند با این خصوصیت که آنها از لحاظ اقتصادی کمتر توسعه یافته‌اند، و معمولاًبیشترین همبستگی را با عوامل دیگری همچون توسعه پایین انسانی دارند.

توسعه بین‌المللی| توسعه مستلزم ساختاری جدید (هردو صورت فیزیکی و سازمانی)، و نوعی فاصله گیری از بخشهای با ارزش افزوده پایین همچون کشاورزی و استخراج منابع طبیعی است. کشورهای توسعه یافته، معمولاً در این مقایسه دارای نظامهایی مبتنی بر رشد اقتصادی خودجوش در بخش ثالث| سوم و بخش چهارم صنعت| بخشهای چهارم و استانداردهای بالای زندگی می‌باشند.

کاربرد اصطلاح کشور در حال توسعه برای تمام کشورهای کمتر توسعه یافته را می‌توان نامناسب دانست: تعدادی از کشورهای فقیر در حال بهبود اوضاع اقتصادی خود نیستند (همانطور که این اصطلاح ذکر می‌کند)، بلکه دوره‌های طولانی را از افول اقتصادی تجربه نموده‌اند.

کشورهایی که دارای اقتصادهای پیشرفته تر در میان ملل در حال توسعه می‌باشند، اما هنوز بطور کامل نشانه‌های یک کشور توسعه یافته در آنها تثبیت نشده‌است، تحت اصطلاح کشور تازه صنعتی شده دسته بندی می‌شوند.

معیار و مفهوم توسعه

اصطلاح کشور در حال توسعه عمدتاً به کشورهایی با سطوح پایین توسعه اقتصادی اطلاق می‌شود، این معمولاً تاحدودی با توسعه اجتماعی از لحاظ آموزش، بهداشت، امید به زندگی و غیره در ارتباط است. کلاً این اصطلاح نوعی تنزل را در کشورهای در حال توسعه بیان می‌کند.

توسعه یک کشور با شاخصهای آماری همچون درآمد سرانه (تولید ناخالص داخلی| GDP)، امید به زندگی، نرخ سواد، و غیره سنجیده می‌شود. سازمان ملل توسعه بالای انسانی را تحت عنوان یک شاخص مرکب از موارد آماری فوق ارائه نموده تا سطح توسعه انسانی را برای کشورهایی که داده‌ها در آنها در دسترس قرار دارد، سنجیده شوند. کشورهای در حال توسعه در مجموع کشورهایی هستند که به درجه قابل توجهی از صنعتی شدن متناسب با جمعیتشان دست نیافته‌اند، و دارای استاندارد پایینی از زندگی هستند. همبستگی شدیدی بین درآمد پایین و رشد بالای جمعیت، هم میان هر دو و هم در بین کشورها وجود دارد. اصطلاحاتی که به هنگام بحث درباره کشورهای در حال توسعه بکار می‌رود، به منظور و به مفاهیم بیان شده از سوی کسانی اشاره دارد که آن را استفاده نموده‌اند. برخی اوقات عبارات دیگری که به کار می‌روند چنین هستند کشورهای کمتر توسعه یافته (LDC)، کشورهای کمتر توسعه یافته از نظر اقتصادی (LEDC)، «ملل زیر خط توسعه» یا کشورهای توسعه نیافته«، ملل جهان سوم، کشورهای جنوب و» غیرصنعتی«. برعکس، طرف مقابل این طیف عبارتند از کشورهای توسعه یافته، کشورهای بیشتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی (MEDC)، ملل جهان اول و»کشورهای صنعتی".

سازمان ملل اجازه می‌دهد تا هرکشورخود راجع به این موضوع تصمیم بگیرد که آیا به جزو گروه «توسعه نیافته» یا «در حال توسعه» می‌باشند (اما بسیاری از اقتصاد دانان و دیگر ناظرین اصل خود تخصیصی سازمان ملل را نادیده می‌انگارند).

برای تعدیل جنبه حسن تعبیر کلمه «در حال توسعه»، سازمانهای بین‌المللی به استفاده از اصطلاح کشورهای حداقل توسعه یافته (LLDC) برای فقیرترین کشورها پرداخته که می‌تواند هیچ ارتباطی با کلمه در حال توسعه نداشته باشد. یعنی LLDC فقیرترین زیرمجموعه LDC است. این موضوع همچنین روند ناشیانه‌ای که براین باور می‌باشد که استانداردهای زندگی در سومالی یا اتیوپی با نمونه‌های آن در کشورهای شیلی یا مکزیک قابل قیاس است، تعدیل می‌نماید. مفهوم کشور در حال توسعه به وسیله یک عبارت یا اصطلاح دیگر درک می‌شود که در نظام‌های نظری متعدد دارای جهتگیریهای متضادی است-؛ مثلاً، نظریات مستعمره زدایی، الهیات آزادیخواهی، مارکسیسم، ضدامپریالسیم، و اقتصاد سیاسی.

منابع (زیر خط) توسعه

برطبق نظریات گوناگون، منابع زیر خط توسعه به این شرحند:

  • پس انداز پایین ممکنست به سرمایه گذاری پایین بر طبق الگوی هارود- دومار منجر شود اما مقدار فراوان پس انداز و سرمایه هنوز بیانگر توسعه قوی نیست.
  • گرایشها و ظرفیتهای ذاتی، یا حقیقی هستند یا برای توجیه بکار می‌روند.
    • دیدگاه‌ها و فرهنگ مردم؛
    • ظرفیتها و رفتارروشنفکران و رهبران؛
  • نرخهای بالای باروری
  • ساختارها و موسسات قانونی (حقوقی)
    • نقض اصل قانون
    • فساد بالا
  • عوامل برونزا، حقیقی هستند یا به عنوان توجیه بکار می‌روند.
    • سود اقتصاد سیاسی یا بازرگانی که در مقایسه با کشورهای دیگر ایجاد می‌شود؛
    • جایگاه کشور در نظام تاریخی و فرهنگی؛
    • اصلاحات ناکارآمد تحمیل شده با سرمایه گذاری به عنوان آخرین حربه، از سوی سازمانهای چند جانبه (مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی) برای خارج ساختن از وضعیت کسر بودجه و بدهی| بدهکاری که کشوری در آن قرار می‌گیرد (نگاه به بدهی کشورهای در حال توسعه).
    • فقدان علاقه و درک نسبت به پویایی‌های یک کشور در اثر شرکتهای چندملیتی.
    • غلبه کشورهای غنی تر به وسیله اصول تجاری
    • تمام کردن منابع برای پرداخت بهره بدهی‌ها.

نوع‌شناسی و نامهای کشورها

کشورها اغلب کمابیش از لحاظ توسعه در چهار طبقه واقع می‌شوند:

  1. کشورهای توسعه یافته، و ملل تحت‌الحمایه آنها («برای مشاهده فهرستی از آنها، نگاه کنید به» کشور توسعه یافته)
  2. کشورهایی با اقتصاد پایدار و کاملاً توانا و در حال توسعه طی یک دوره طولانی تر (جمهوری خلق چین) کشورهای هنگ کنگ و ماکائو را از این مجموعه خارج می‌سازد که کشورتوسعه یافته| توسعه یافته‌اند، و نیز مکزیک، پاکستان، هند، برزیل، آفریقای جنوبی، ترکیه، فیلیپین، مصر، بیشتر ملل آمریکای جنوبی، شماری از کشورهای عرب خلیج فارس، مالزی، تایلند، پیمان ورشو سابق و غیره.). نگاه کنید به بازارهای نوپا.
  3. کشورهایی با پیشینه منقطع توسعه (بیشتر کشورها در آفریقا، آمریکای مرکزی، و حوزه دریای کارائیب به غیر از جامائیکا (رسته ۲) و پورتوریکو (ناحیه آمریکا)؛ بیشتر جهان عرب در این دسته قرار دارند)؛ همچنینی بیشتر آسیای جنوب شرق به استثنای سنگاپور

(رسته۱) در این گروه واقع می‌شوند، فیلیپین، برونئی، مالزی و تایلند (رسته۲). ٪۷۶ از کشورهای جهان در این دسته قرار می‌گیرند.

  1. کشورهایی با جنگ داخلی بلند مدت یا نقض اصلول قانون یا دیکتاتوری غیر توسعه محور («کشورهای ناتوان») (مانند هائیتی، سومالی، سودان، برمه، و شاید کره شمالی).

اصطلاح «کشور در حال توسعه» نمادی برای تعیین یک نوع مسئله خاص یا مشابه آن نیست.
السکی اقتصاددان لهستانی (۱۸۹۹-۱۹۷۰) یکی از کم شناخته ترین اقتصاددانان بزرگ قرن بیستم است. اگرچه نزدیک به ۴۰ از مرگ او می گذرد ولی به باور من، هنوز هم بسیاری از نوشته های او حاوی دیدگاههای بسیار روشنگرانه و آموزنده ای ای در باره مسایل اقتصادی هستند. د راین یادداشت، من تنها از موانع اقتصادی توسعه از نظر کالسکی سخن خواهم گفت.
یکی از عمده ترین موانع توسعه یا عامل اساسی بیکاری عیان و پنهان در کشورهای درحال توسعه، کمبود ابزارهای سرمایه ای در این جوامع است. البته گاه پیش می آید که کمبود تقاضای موثر هم می تواند موثر باشد ولی مشکل اصلی که این جوامع با آن روبروهستند این است که چگونه می توان بر مقدار سرمایه گذاری در این جوامع افزود. همین جا بگویم و بگذرم که هدف اصلی از افزایش سرمایه گذاری- نه افزودن بر تقاضای کل در اقتصاد آن گونه که در اقتصادیات کینزی مطرح می شود- بلکه به واقع ایجاد ظرفیت تولیدی بیشتر است که برای افزودن بر درآمد ملی اهمیت اساسی دارد. درهمین حا باید به این نکته هم اشاره بکنم که از نظر کالسکی، در فرایند تولید، قابلیت جایگزینی کامل بین عوامل تولید ( بخصوص کار و سرمایه) وجود ندارد و نسبت بین عوامل تولید به واقع ثابت است. این پیش گزاره البته دو پی آمد دارد. اول این که همین که یک ابزار سرمایه ای بکار گرفته شد، دیگر امکان بکار گیری میزان متفاوت کاربا آن وجود ندارد و دوم این که، شیوه های تولیدی به گونه ای است که امکان جایگزینی سرمایه با کار هم ناچیز است. از نظر او، برای ایجاد اشتغال بیشتر دراین جوامع باید تکنیک های کارطلب بکار گرفته شود. و اما بکار گیری تکنیک های کارطلب، موجب می شود که تقاضا برای تولیدات کشاورزی افزایش یابد و این جاست که با توجه به درجه حساسیت عرضه نیازهای اساسی زندگی، اقتصاد با موانع زیاد روبرو خواهد شد.

امام علی (ع) و راز و رمز پیشرفت و سقوط

علل پيشرفت يك امت و نشانه‏هاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مى‏شود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(1) دولت‏ها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مى‏كنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان سمت‏ها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.

بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پست‏هاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسان‏هاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مى‏تواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مى‏رود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسان‏هاى شريف و فاضل مسئوليت‏هاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.

در بيان ديگرى امام على (ع) فرمود: «يستدل على الادبار باربع، سوء التدبير وقبح التبذير و قلة الاعتبار وكثرة الاعتذار؛(۲) بر ادبار دولت‏ها به چهار چيز استدلال مى‏شود 1- بدى تدبير 2- زشتى اسراف و تبذير 3- كمى اعتبار 4- بسيار مغرور شدن و يا بسيار پوزش خواستن».

کشورهای در حال توسعه، امروزه به خوبی دریافته‌اند نسخه‌های تجویزی بانک جهانی و صندوق بین المللی

 پول، مانند‌: آزادسازی، مقررات‌زدایی و خصوصی سازی و نظایر آنها اثرات محدودی در رشد پایدار در کشورها

 جهان سوم داشته و توسعه نوآوری‌ها و ورود به صنایع پیشرفته می‌تواند به این کشورها کمک کند

نوآوریهای تکنولوژیک در صدر فهرست قرار دارند ولی به تنهایی از کارایی لازم برخوردار نیستند. نوآوریهای

 سازمانی که ماهیت غیرتکنولوژیکی دارند، نوآوری در تکنیکهای بازاریابی و هم چنین نوآوری در فرایندها و

 سایر نوآوریها باید در کنار نوآوری تکنولوژیکی قرار گیرند تا به گونه موثری برونداد یا خروجی مناسب را ایجاد

 کنند.

مشکلات و محرک های کشورهای در حال توسعه

مشکلات کشورهای جهان سوم برای توسعه نوآوری از سه مؤلفه نشات می‌گیرد:

الف) مبادله نابرابر یا داد و ستد نامناسب یا به عبارتی منفی بودن تراز مبادلات.

ب) شرایط حاکمیتی و مدلهای اداره کشورهای در حال توسعه که بعضی‌هاشان کارآمدی لازم را ندارند.

ج) آموزش غیرکافی و غیرموثر در کشورهای در حال توسعه.

برای برون‌رفت از این مشکلات، کاربرد یک راه حل برای همه نتیجه بخش نخواهد بود، بلکه براساس سطوح

توسعه و فرهنگ سیاستهای مربوط به پیشبرد نوآوری متفاوت است.

محرکه‌های جهانی تحول در این کشورها تحت تاثیر دو عامل مهم به عنوان محرک‌های اصلی در حال شکل

گرفتن است:

الف) شدت گرفتن روند جهانی شدن و تاثیر آن در سایر قلمروها، اهمیت تجارت را در اقتصاد جهانی فزونی

 بخشیده است.

ب) تحول خارق العاده ارتباطات راه دور به گونه قابل ملاحظه‌ای فاصله کشورها و اختلاف زمانی آنها را

کاهش داده، دورترین قلمروها را به فعالترین نواحی جهان متصل کرده است.

● فضای نوآوری در کشورهای در حال توسعه

مطالعات انجام شده ضعفهای مربوط به فضای نوآوری در کشورهای در حال توسعه را بررسی و سه عامل

 ذیل را عنوان کرده‌اند:

۱) پایین بودن سطح آموزش: اگر در دوره ماقبل صنعتی کشورها به ریشه‌کن کردن بیسوادی اهتمام داشته

 در عصر صنعتی شدن کشورها نیاز به داشتن افراد متخصص و نیمه ماهر دارند، در عصر فراصنعتی جوامع

 نیاز دارند تا سهم قابل ملاحظه‌ای از جمعیت کشور از آموزش عالی برخوردار باشند.

۲) فضای کسب و کار : فضای کسب و کار با توسعه نوآوری نسبت مستقیم دارد و هر میزان فضای کسب

 و کار رقابتی و سیستم‌های دست‌وپا‌گیر بوروکراتیک کمتر باشند و قوانین از کارآفرینان حمایت کنند شرایط

 مناسب‌تری برای نوآوری مهیا می‌شود.

۳) زیرساخت‌های اطلاعاتی : زیرساخت‌های مناسب ارتباطی و اطلاعاتی از ابزارهای اولیه نوآوری است.

● سیستم ها و فرایندهای نوآوری

سیستم نوآوری مشتمل بر مجموعه‌ای از سازمانها (شرکتها و موسسات، بنگاهها،‌ دانشگاهها،

 آزمایشگاههای عمومی و تخصصی و ...) است که ارتباطات آنها با یکدیگر فرایند نوآوری را به وجود می‌آورد

 و یا توسعه می‌دهد.

در اغلب کشورهای در حال توسعه تعداد زیادی شرکتهای کوچک همراه با تعدادی از شرکتهای خارجی جدا

 از سایر بخشهای اقتصادی فعالیت دارند. از سوی دیگر بخش دانش بطور کلی در مراکز دانشگاهی

 پژوهشی در برج عاج و به صورت ایزوله و در فضای بسته فعالیت می‌کند و دانشگاهها و بازار کار ارتباط

ضعیفی با یکدیگر دارند. معمولاً در این کشورها بخش عمومی ساز و کارهایی برای توسعه صادرات و افزایش

 سرمایه گذاری خارجی ایجاد کرده‌اند که به دلیل عدم انعطاف‌پذیری و فقدان محرکهای کافی برای

 کارآفرینی اثربخشی چندانی ندارند.

سطح تحقیق و توسعه در بخش کسب و کار در حد پایینی است و بیشتر تحقیق و توسعه توسط دولتها و در

 بخشهای دانشگاهی و بدون ارتباط با اقتصاد کشورها، انجام می‌شود.

معیارهای ارزیابی سیستم های نوآوری و متغیرهای مربوطه در یک کشور

بانک جهانی به منظور ارزیابی سیستم‌های نوآوری، معیارها و شاخص هایی را پیشنهاد کرده است که

 می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) تعداد حق امتیازهای واگذار شده؛

۲) میزان همکاری دانشگاههای یک کشور با بنگاه اقتصادی؛

۳) تعداد مقالاتی که افراد یک کشور در نشریات علمی و فنی منتشر می کنند؛

۴) میزان پرداختهای یک کشور بابت حق لیسانس‌های پرداختی به خارج؛

۵) سهم تحقیق و توسعه به تولید ناخالص ملی یک کشور؛

۶) سهم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در تولید ناخالص داخلی؛

۷) میزان درآمد یک کشور از محل حق لیسانس‌های دریافتی؛

۸) سهم صادرات صنایع پیشرفته به کل صادرات نفتی؛

۹) تعداد پژوهشگران یک کشور (به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت)؛

۱۰) سهم کالاهای صنعتی به تولید ناخالص ملی؛

۱۱) تعداد کارآفرینان به کل مدیران کشور؛

۲۱) سهم بخش خصوصی در هزینه‌های تحقیق و توسعه کل کشور.

راهکارهای توسعه نوآوری در کشورهای در حال توسعه

الف) تدوین استراتژی نوآوری در سطح ملی: اتخاذ خط مشی‌های مربوط به نوآوری و تعیین دامنه توقع‌ها

 و انتظارهای متناسب با سطح توسعه و پیشرفتهای آموزش و تبدیل نوآوریها به قابلیت‌های نهادی را شامل

 می‌شود.

حمایت‌ها یا کمک‌ها به سمت مناطقی هدایت شود که از لحاظ پتانسیل‌های تحقیق و توسعه و نوآوری

آینده درخشانتری دارند.

ب) ایجاد زیرساختارهای تحقیقاتی و تکنولوژیکی مرتبط با صنعت و اقتصاد

توسعه بینش نوآوری و تقویت انگیزه افراد برای انجام نوآوری با استفاده از آموزش و پرورش آنها و تامین

 اعتبار برای ایجاد مراکز تحقیقاتی پیداری یا کاربردی و ایجاد ارتباط ارگانیک بین مراکز تحقیقاتی و بنگاههای

 اقتصادی و صنعتی از اقدامات زیربنایی توسعه نوآوری است که با کمک دولت‌ها انجام می‌پذیرد.

در هند در دهه ۰۸۹۱ با وجود اینکه انبوه کثیری از دانشمندان در مراکز تحقیقاتی اشتغال داشتند ارزش

 تجاری پروژه‌های آنها ناچیز بود ولی از سال ۶۸۹۱ با اصلاح نظام پژوهشی هند و ارتباط تحقیق و صنعت

 و حمایتهای مالی از نوآوران و اعطای وامهای بدون بهره و قراردادهای منعقده بین بخش صنعت و مراکز

 تحقیقاتی، هند را به یکی از نقش‌آفرینان در شبکه نوآوری تبدیل کرد.

 

ج) ایجاد پارک‌های علمی فناوری محلی

 

تجربه کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد، صرف ایجاد این پارکها کنار دانشگاهها، به تنهایی موجب

 توسعه نوآوری فراهم نشده است بلکه تبدیل پارک‌های علمی فناوری در مناطق مختلف کشور که به تدریج خودکفا شده، و با فروش نوآوری و ایده به اصحاب صنعت و اقتصاد امرار معاش می‌کنند موجب توسعه نوآوری شده

 است. توزیع آنها و به گونه‌ای که به تناسب مزیتهای کشور در سطح کشور پراکنده و به توسعه نوآوری

 بپردازد، حمایتهای مالی بی‌پایان، عملاً این پارکها را مثمر ثمر نخواهد کرد.

 

د) ایجاد یا تقویت نهادهای توسعه ای در سطح ملی

 

خط مشی‌های مرتبط با نوآوری باید مبتنی بر سرمایه‌گذاری اساسی در ایجاد زیرساختهای تکنولوژیکی

 استوار شود و توسعه مبتنی بر فناوری باید فراتر از نیازهای اولیه زندگی شود، بنابراین ایجاد نهادهای

توسعه‌ای به منظور سرمایه گذاری در ایجاد نوآوری برای رشد پایدار ضروری است. در اوگاندا با ایجاد یک

 "آژانس توسعه سرمایه گذاری" با استفاده از مزیتهای موجود در کشور که در سطح پایین فناوری قرار

 داشت با توسعه "پرورش گل و صادرات به بازارهای اروپایی" قدم به توسعه نوآوری گذاشت و با تمرکز به

 داروهای گیاهی آنرا توسعه داد. هم اینک ۰۷ درصد بیماریها در آفریقا از طریق داروهای بومی مداوا می‌شود. ویتنام و هندوستان با حضور در نرم افزارهای کامپیوتری که جزو ‌صنایع پیشرفته محسوب می‌شوند، شرایط گسترده‌ای برای نوآوری ایجاد کرده‌اند.

 

ه) حمایت کارآمد از نوآوران و کارآفرینان

 

ایجاد فضایی که در آن نوآوری رشد کند که مستلزم شناخت کافی از ماهیت و کیفیت بنگاههای اقتصادی

می‌باشد، اعطای وامهای کم‌ بهره به پروژه‌های مبتنی بر نوآوری که از مخاطرات کمتری برخوردار هستند

 و اعطای یارانه به پروژه‌های مبتنی بر نوآوری که پرمخاطره هستند و بازگشت سرمایه را با خطرات زیاد

مواجه می‌داند به گونه ای که در همه مراحل پیشرفت این پروژه‌ها نظارت و از نتایج آنها بنحو کاملی استفاده شود. این شیوه‌ها در اکثر کشورها متداول است.

 

و) جلب سرمایه گذاری‌های مستقیم خارجی

 

ورود سرمایه‌گذاران خارجی به ویژه در صنایع پیشرفته و ورود فناوریهای جدید و تکنولوژی‌های پیچیده به

 کشورها یکی از عوامل موثر توسعه نوآوری در کشورها است؛ تحولی که در چین و مالزی رخ داد ورود

 تکنولوژیهای جدید و هم چنین توسعه فرایندها و توسعه مدیریت در این کشورها را به ارمغان آورد.

سرمایه‌گذاران خارجی به فضای قانونی یا محیط قانونی که سرمایه‌گذاری آنها تضمین و مشوقهای مالی

 برای آنها داشته باشد علاقه‌مند و نسبت به سرمایه‌گذاری بلندمدت اقدام می‌کند.

سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت خارجی معمولاً به توسعه نوآوری نمی‌انجامد.

 

ز) همکاری کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته

 

همکاری بین کشورهای در حال توسعه و توسعه‌یافته در زمینه تعیین انتقال تکنولوژی بهبود شرایط استفاده

 از حق‌امتیازها و داراییهای معنوی، گسترش تحقیق و توسعه و جبران خسارت ناشی از فرایند فرار مغزها

 از جمله مولفه‌هایی است که به توسعه نوآوری در عرصه بین‌المللی کمک خواهد کرد.

 

ح) تاکید بر آموزش و توسعه کارآفرینی با رویکرد نوآوری

 

نوآوران الزاما افراد کارآفرین وآشنا با الزامات مدیریتی نیستند بنابراین برای پیوند دادن واثر بخش کردن نوآوری

 در کشورهای در حال توسعه، افزایش آموزشهای بمنظور توسعه مدیریت و کارافرینی از الزامات لازم برای

 تداوم اثربخشی استراتژی‌های نوآوری در این کشورها است.